امـروز دوشنبه, 20 آذر 1396
No image found!
تدابیر نفسانی و معنوی در  پیشگیری ، درمان بیماری ها و ارتقأ سلامت

تدابیر نفسانی و معنوی در پیشگیری ، درمان بیماری ها و ارتقأ سلامت

تالیف: دکتر محمد مهدی اصفهانی

موضوع:  کتاب حاضر متن بازنویسی شده سخنرانی دکتر محمد مهدی اصفهانی می باشد

به کوشش: صدیقه اسحاقی

تعداد صفحات: 80 صفحه

اندازه و نوع جلد: پالتویی و شومیز

نوبت وسال چاپ : 1395 ، چاپ اول

قیمت: 4000 تومان

Readmore..

مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی جلد ششم حل مسئله لاینحل دارو نقد بر کتاب طب داخلی هاریسون

مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی جلد ششم حل مسئله لاینحل دارو نقد بر کتاب طب داخلی هاریسون

زیر نظر : دکتر محسن ناصری

گردآوری و تنظیم: متانت سیفایی و مجید مصطفوی

تعداد صفحات :282 صفحه

اندازه و نوع جلد: وزیری و شومیز

نوبت و سال چاپ : 1395 چاپ اول

قیمت:18000 تومان

Readmore..

مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی جلد پنجم

مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی جلد پنجم

زیر نظر: دکتر محسن ناصری

گردآوری و تنظیم:متانت سیفایی و مجید مصطفوی

تعداد صفحات :448 صفحه

اندازه و نوع جلد:وزیری و شومیز

نوبت سال چاپ: 1395،چاپ اول

قیمت:23000 تومان

Readmore..

شرح کتاب الفصول لابقراط

شرح کتاب الفصول لابقراط

مولف : لابن ابی صادق النیشابوری

تصحیح: دکتر محمد علی لسانی فشارکی

تعداد صفحات:  300 صفحه

انواع و نوع جلد: وزیری ، شومیز

نوبت وسال چاپ : 1394 چاپ اول

قیمت: 15000 تومان

Readmore..

مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی جلد چهارم

مجموعه آثار دکتر سید جلال مصطفوی کاشانی جلد چهارم

 

زیر نظر: دکتر محسن ناصری

گرداوری و تنظیم: دکتر ناصر رضایی پور

دکتر حسین رضایی زاده

دکتر سمیه احمدی نیری

دکتر اکرم حاجی زمانی

مقدمه: دکتر محمد  مهدی اصفهانی

تعداد صفحات: 518 صفحه

اندازه و نوع جلد: وزیری ، شومیز

نوبت وسال چاپ : 1394 چاپ اول

قیمت : 25000 تومان

Readmore..

مصالح الابدان و الانفس

مصالح الابدان و الانفس

کتاب گرانقدر مصالح‌الابدان والانفس تألیف ابوزید احمدبن سهل بلخی حکیم شیعی، متکلّم، فیلسوف و دانشمند پرکار است که در این اثر به زیباترین و رساترین شکلی ضمن پرداختن به راهکارهای تأمین سلامت جسم، روان، جامعه و محیط زیست با تأکیدی ویژه و اختصاص سهمی شایسته به سلامت جان و روح پرداخته و پیوستگی و آمیختگی جسم و روح را در دوران حیات و تأثیر و تأثر این دو را از یکدیگر مورد بحث قرار داده و راهکارهای منطقی و دستورالعمل‌های مناسب و کارآزموده‌ای ارائه نموده است به‌گونه‌ای که به حق باید آن را به عنوان شاهکاری درخور ستودن به جهانیان معرفی نمود.

مولف: ابن زید احمد بن سهل البلخی

ترجمه: دکتر فاطمه ملایم

تعداد صفحات: 254 صفحه

اندازه و نوع جلد :وزیری ، شومیز

نوبت و سال چاپ : 1394 چاپ اول

قیمت: 16000 تومان

Readmore..

شرح الموجز فی الطب

شرح الموجز فی الطب

شرح الموجز هو شرح کتب نفیس بن عوض الکرماني علی "کتاب الموجز في‌الطبّ" تألیف علاءالدین ابوالحسن علي بن أبي الحزم القرشي الذي لقّب بابن نفیس، و هو یشتمل علی أربعة أجزاء. یعتبر هذا الکتاب تصحیحا للقسم الأول، أي: «کلیات» من الکتاب هذا. یفوق حجم الشرح النص أکثر بکثیر و قد کتب نفیس بن عوض في بعض الأحیان ذیل کلمة أو عبارة صغیرة إیضاحات مفصلة و مکملة تحتوي نکت بدیعة قلما توجد في کتاب. و تفید قراءة هذا الکتاب طلاب الطبّ القدیم و کذلک الذین یهتمّون باستیعاب أسس الطبّ القدیم و کلیاته.

مولف:لنفیس بن عوض کرمانی

تصحیح:  دکتر حسن میرصالحیان

تعداد صفحات:275 صفحه

اندازه نوع جلد: وزیری ،شومیز

نوبت و سال چاپ: 1394 چاپ اول

قیمت :16000 تومان

Readmore..

طب دارا

طب دارا

نسخه نفیس کتاب طب دارا به زبان فارسی در 200 برگ و به خط نستعلیق در سال 1237 هجری قمری نگاشته شده است و در عین اختصار جنبه‌های علمی و عملی طب را در بردارد. مؤلف در بخش حفظ‌الصحه و معالجات غیر از بیماری‌های چشم از کتاب خفی علایی اقتباس کرده و در بقیه مباحث از جمله امور طبیعیه، احکام نجومی در تدابیر، تفسره، بیماری‌های چشم و ادویه مرکبه و مفرده به نظر می‌رسد تالیفی مستقل باشد. وی با جستار در آثار پیشینیان مباحث را به گونه‌ای انتخاب کرده است که خلاصه‌ای جامع و مانع از تمامی علم طب در اختیار خواننده قرار می‌دهد. در انتهای آن نیز ترجمه‏ای از کتاب برءالساعه زکریای رازی وجود دارد که با توجه به ارائه بهترین درمان‌ها در کمترین زمان مورد علاقه اطباء است.گزیده ای از مقدمه استاد دکتر محمد مهدی اصفهانی کتاب حاضر،که اینک تدوینی نو از آن در پیش رو است اثري است در حد خود ارزشمند از حکیمی هوشمند به نام شیخ محمد خطیب که در مقدمۀ ادیبانۀ کتاب که با تعبیرات زیبائی از کاربرد اصطلاحات پزشکی و نام آثار برجسته پزشکی ایران آمیخته است به چگونگی شکل گیري اندیشه، گزینش مأخذ و بالاخره تألیف کتاب پرداخته است و به کاستی‌هاي علمی و ساده‌انگاري‌هاي معاصران خود در خدمت پزشکی گله‌مندانه اشاره دارد و شیوة نادرست برخی از آنان را به تیري در تاریکی افکندن تشبیه میکند.

مولف : شیخ محمد خطیب طبیب

مقدمه: دکتر محمد مهدی اصفهانی

تصحیح: دکتر مریم ایرانزاد اصل

دکتر نسرین بعیری

دکتر مهدی شعبانی

تعداد صفحات: 366 صفحه

اندازه و نوع جلد: قطع وزیری، شومیز

نوبت وسال چاپ : 1394 چاپ اول

قیمت : 18000 تومان

Readmore..

30 امین نمایشگاه بین المللی کتاب

30 امین نمایشگاه بین المللی کتاب

مقدم سبزتان را در سالن A3 راهرو 5 غرفه 26 گرامی می داریم

Readmore..

نسخ خطی

نسخ خطی

انتشارات طب سنتی ایران دارای مجموعه 2000 جلدی از نسخ خطی در زمینه طب سنتی می باشد.لیستی که در ادامه مطلب آورده شده است اسامی این کتب و مؤلفین این آثار می باشد.در صورت تمایل تهیه این کتب با شماره 09107956905 برای سفارش تماس حاصل فرمائید.

Readmore..

فروش نسخ خطی

نسخ خطی طب سنتی ایران

 

محبوبترین ها

انتشارات طب سنتی ایران
کتاب مروری بر کلیات طب سنتی ایران

کتاب مروری بر کلیات طب سنتی ایران (10)

طب سنتی ایران علمی است که با دیدگاهی خاص و زبانی تخصصی، سلامت و راه حفظ آن و بیماری و راه درمان آن را تعریف کرده است. پس برای فهم صحیح و کامل آن باید زبان آن را شناخت. کتاب «مروری بر کلیات طب سنتی ایران» با همین هدف نگاشته شده است. با توجه به گروه مخاطب کتاب که عبارتند از جامعة علمی گروه علوم پزشکی و سایر محققان علاقه‌مند که احتمالاً برای اولین بار به متون طب سنتی مراجعه می‌کنند، تلاش شده است تا ضمن حفظ اصالت و مبانی اصولی، با روشی متناسب با دانشگاهیان امروزی به آسان‌سازی مطالب بپردازد. در نتیجه احتمال آسیب به برخی مفاهیم عمیق، وجود دارد و در حقیقت این کتاب، تنها کلیدی برای ورود به این دانش است تا محقق با تلاش بعدی خود به تتبع و درک عمیق‌تر مفاهیم بپردازد.

درجات قواي ادويه

آنچه وارد بدن يک فرد معتدل ‌می‌شود اگر پس از تأثیر حرارت غریزی بر آن و بروز کیفیت پنهان بالقوه آن به حالت آشکارِ بالفعل، با کیفیت بدن همانند و یکسان باشد و با تکرار مصرف و یا افزایش مقدار مصرفش کیفیت غالب و زایدی بر مزاج اصلی ایجاد نشود و ارواح و قوا به یکی از کیفیات اربعه دگرگون نگردند و افعال ناقص و مختل نشوند، معتدل است؛ و اگر غیر از این باشد از اعتدال خارج است.

ادوية غير معتدل در چند درجه و مرتبه قرار می‌گیرند:

درجه اول: مقدار كم آن در بدن احداث كيفيتي غالب و زايد ننمايد و مقدار بسيار و تكرار استعمال آن، تغيير كمي نمايد اما ناقص و مختل نسازد فعلي از افعال را و آن را درجه اولي گويند مانند تين و بنفسج.

 

اين دسته از داروها اگر با مقادير معمولي و روزمره استفاده شوند مزاج انسان را بسیار اندک تغيير می‌دهند كه قابل اندازه‌گيري نيست، ولي اگر به مقدار زياد يا مكرّر به کار روند تغييرات جزيي در مزاج پدید می‌آید كه می‌توان علايم آن را در نبض و ادرار و رنگ چهره مشاهده کرد. بنابراین داروهاي درجة اوّل براي شروع كار بسیار خوب و ایمن هستند مثلاً با انجير (تين) یا بنفشه مي‌توان اقدامات درمانی خوبی انجام داد و از خاصیت رطوبت‌بخشی آنها بهره برد.

 

درجه دوم: مقدار كم آن احداث كيفيتي غالب و زايد نمايد امّا زيادتي مقدار و كثرت استعمال آن به سر حد ضرر و فساد نرسد.

 

در اينجا بر عكس درجة اول، مقدار كمی از دارو نیز علايمی ایجاد می‌کند و می‌توان تأثيرات آن را روي مزاج پيدا كرد و اگر بيش از اندازه خورده شود، علايم قابل توجه پدید می‌آورد، اما اين تغييرات موجب فساد عضو نمی‌شوند.

 

درجه سوم: به سر حد ضرر و فساد و نقصان و اختلال رسد ولكن مهلك نباشد.

 

تاثیر داروي درجة دوم به سر حد فساد نمي‌رسد و اختلال واضح در افعال نمي‌دهد ولي داروی درجة سوم به حالت فساد می‌رساند و در افعال تغییر ایجاد می‌کند ولي نه تا حدّی که بتواند كلّ ارواح و قوا را فاني كند و حيات را از بين ببرد. اين داروها بسيار قوي هستند و استفاده از آنها بايد با دقت زياد همراه باشد چون می‌توانند افعال طبیعی را برهم بزنند مثلاً حركت عضلاني را مختل كنند يا حركت دستگاه گوارش را خيلي زياد يا كم كنند، ولي موجب مرگ نمی‌شوند مگر اينكه با مقادير خيلي زياد مصرف شوند، مانند زنجبيل كه داروي درجة سه و بسيار مؤثری است يا نانخواه (زنيان).

 

درجه چهارم: و اگر ضرر بسيار و عظيم در ارواح و قوي نمايد و به سر حدّ هلاکت رساند و مهلک باشد.

 

داروهای درجة چهار داروهايي هستند كه اگر درست مصرف نشوند می‌توانند باعث هلاكت شوند؛ و اگر درست استفاده شوند اثر بسيار قوي ایجاد می‌کنند. داروهاي درجه سه و چهار معمولاً به‌تنهايي مصرف نمی‌شوند و نياز به مصلح دارند تا اثر سوئي روي يک عضو یا همة بدن نگذارند. داروهاي درجة سه اگر درست مصرف نشوند عوارض جانبي واضحي می‌دهند ولي داروهاي درجه یک و دو تقريباً داروهاي ایمني هستند و توصيه می‌شود در ابتداي درمان از آنها استفاده گردد.

حكما برای دقیق‌تر شدن در شناخت درجة قوای دواها، هر یک از این درجات را نيز به سه درجة کوچک تقسيم کرده‌اند: اول، وسط، آخر. درجۀ آخرِ دوّم يعني درجة دومی که بسیار نزديك به درجة سوم است. درجۀ اولِ دومْ خيلي نزديك به آخر درجة اول است؛ به عبارت دیگر، اين مراتب نشان‌دهندة طيفی از درجات قوای داروها هستند. البته اينها طبقه‌بندي‌هاي كلّي است تا ديد صحيح‌تري نسبت به استفاده از داروها داشته باشيم، مثلاً هنگام برخورد با دارویی در درجة چهارم بايد بدانيم با داروي خطرناكي سر و كار داريم. اين تقسيمات از نظر فرمولاسيون داروها و ميزان تركيب داروها نيز مهم است، مثلاً 3 گِرَم از داروي گرْمِ درجة دو با 2 گِرَم از داروي گرْمِ درجة سه از نظر حرارت با هم برابري می‌كنند كه از نظر داروسازي اهميت دارد.

 

ساختار بدن و تأثير مواد در بدن:

بدن مشتمل است بر افضيه مانند معده و بر مجاري مانند عروق و بر اخلاط محصوره در عروق و بر رطوبت ثانيه محصوره در عروق شَعريه و فوهات سواقي و بر اعضا و ارواح که در جميع اعضاي مذکوره ساري‌اند. پس هر چه به مقداري خالي از افراط و تفريط وارد بدن گردد بيرون از آن نيست که بعد از متغير شدن از کيفيت بدني، تأثير در هواي شاغل افضيه کرده، مفقودالاثر می‌گردد و يا اثري از آن باقي می‌ماند: اول معتدل است؛ و ثاني - اگر تأثير آن منحصر در روح مجاور مجاري است و تجاوز از آن نمي‌تواند نمود- درجة اولي است و اگر تأثير در روح و اخلاط نيز می‌نمايد درجة دوم، و اگر در روح و اخلاط و رطوبت ثانيه تأثير می‌نمايد درجة سوّم؛ و اگر تأثير آن در هر سه باشد و کلّ اعضا را شامل گردد درجة چهارم نامند که نهايت تأثير است.

 

مسير مواد در بدن بدين ترتيب است:

فضاها (مثل معده) ï مجاري (مثل رگ‌ها) ï اخلاط موجود در عروق ï رطوبت ثانية محصوره در عروق شعريه ï مجاريِ ريز مويرگ‌ها ï اعضاء ï ارواح موجود در تمام اعضاء.

داروي معتدل در حدّ فضای داخلی اعضایی مانند معده اثر می‌گذارد و تأثير بیشتری ندارد اما داروي درجة اوّل در روح نزديک مجاري تأثير می‌گذارد. داروي درجة دو در روح و اخلاط اثر دارد و درجة سه در روح و اخلاط اثر دارد و درجة چهار، مؤثرترین است.

 

مراتب قواي ادويه

مرتبه اول، افعال محسوسة ادويه است به‌‌سبب كيفيت متشابـهة حاصله از مبدأ فياضـ جلّ اسمهـ بر ايشان از تركيب عناصر و امتزاج ايشان با يكديگر، و اين را مزاج اوّلي نامند.

قوای ادویه بر حسب افعالی که از آنها صادر می‌شود به مراتبی تقسیم می‌شود. مرتبة اول، صدور فعل یکسان ناشی از کیفیت یکسان کلّ دارو و مزاج اوّل آن است. (مزاج اوّل، اوّلین مزاج است که از ترکیب و امتزاج عناصر اربعه پدید می‌آید). توضیح آنكه داروها پس از ورود به بدن و تأثیر حرارت غریزی در آنها به اجزای خود تجزیه می‌شوند، اگر همة این اجزاء فعل یکسانی بروز ‌دهند از کلّ دارو یک نوع فعل صادر می‌شود، مثلاً فقط گرمی می‌بخشد يا فقط گرمی و خشكي پدید می‌آورد. به عبارت ديگر، اگر کلّ دارو كيفيت متشابه و یکسانی داشته باشد و خود ممتزَج از چند بخش با مزاج‌های جداگانه نباشد، پس از اثر بدن بر روي آن يك نوع عملكرد از آن صادر می‌شود و افعال متضادّ از آن بروز نمی‌کند. در اكثر داروها مزاج کلّی دارو با مزاج تك‌تك اجزاي آن يكسان است.

 

مرتبه دوم، افعال محسوسة حاصله از امزجة ثانوية اشياء صاحبِ امزجة ثانويه است در ملاقي خود؛ و آن از لوازم مرتبه اول است چه اشياء صاحب مزاج ثانوي مركب‌اند از اجزايي كه هر يك را كيفيتي و مزاجي اوّلي [و] مختلفةالاثر است مانند تسخين بعضي و تبريد بعضي.

و از اجتماع و تفاعل کيفيات اوّلي، کيفيت ثانوي حاصل می‌شود و اثر اين غير آثار آن اجزا است، مانند ردع و قبض و تسخين و تبريد و غيرها. و هرچه را مزاج ثانوي طبيعي باشد مرکب‌القوي نامند و آنچه صناعي باشد اگر مزاج ثانوي را اثر موافق آثار اجزاي مفرده اوست آن مرکب را متوافقة‌القوه گويند و اگر مخالف آنها است مثلاً هم تسخين و هم تبريد کند آن را متضادة‌القوه نامند و طبيعت، بِإذن خالقِها، هر يک را در مکان لایق استعمال می‌نمايد، اگر او را عایقي و مانعي نباشد.

 

مَلاقي (جمع مَلقی) يعني جا‌های ملاقات و محل‌های برخورد، و به جايگاهي كه بدن با دارو برخورد می‌كند گفته می‌شود. اگر دارو ممتزَج از اجزایی با مزاج‌های جداگانه باشد، دارای مزاج ثانوی خواهد بود و وقتي حرارت غریزی بدن روي آن اثر می‌گذارد و آن را به اجزائش تجزیه می‌کند از آن عملکردهای متفاوت و افعال متضادّ بروز می‌کند زیرا در چنین دارویی در واقع دو یا چند چیز با مزاج‌های گوناگون در کنار هم قرار گرفته و با هم يک مجموعه را ساخته‌اند. به سخن دیگر این نوع دارو يك مزاج اوّليه دارد كه مربوط به مزاج اجزای آن به‌طور انفرادی و تکی است، و يك مزاج ثانوي دارد كه ناشی از برهم‌کنش مزاج آن اجزاء و تفاعل آنها در یکدیگر است.

دارویی که دارای مزاج ثانوی است می‌تواند طبیعی یا مرکّب صناعی باشد. اگر طبیعی باشد مرکّب‌القوی نامیده می‌شود (مانند شیر که دارای بخش‌های مائی و جبنی و سَمَنی است که هر یک طبع گوناگونی دارند)، و اگر مرکّب صناعی باشد خود بر دو قسم است:

1. دارویی صناعی مرکّبی که مزاج ثانوی آن اثری هم‌جهت با اثر اجزای جداگانة آن داشته باشد و آن را دوای مرکّب متوافقة‌القوه می‌نامند.

2. دارویی صناعی مرکّبی که مزاج ثانوی آن اثری هم‌جهت با اثر همة اجزای جداگانه‌اش نداشته و با برخی از آن اجزاء مخالف باشد و آن را دوای مرکّب متضادة‌القوه می‌نامند.

به زبان ساده‌تر وقتي كه مثلاً يك جزءِ دارو گرمی ‌می‌بخشد و جزء دیگر آن سردي می‌آورد و قواي آن با هم متضاد است، آن را متضادة‌القوه می‌گويند، يعني دوایی که عملكرد اجزايش با یکديگر فرق می‌كند؛ و هنگامی که عملكرد همة اجزاء یکسان و در يك راستا باشد (مثلاً تمام اجزاء هر كدام به تنهايي و نیز همه با هم، گرمي ببخشند و فقط ميزان گرمي‌بخشي آنها تفاوت داشته باشد) آن را متوافقة‌القوه می‌نامند.

اجزای گوناگون این قبیل داروها تا هنگامی که وارد بدن نشده‌اند در كنار هم هستند، ولی همان‌گونه که گفته شد وقتي وارد بدن می‌شوند حرارت غریزی بدن آنها را در ملاقي خود، از هم جدا می‌كند و سپس هر یک را در جای ضروری و شایسته برای بدن به‌کار می‌برد؛ مثلاً در بدنی که کبد گرم و معدة سرد داشته باشد، طبیعت بدن طوري عمل می‌کند که گرمي دارو را به معده و سردي دارو را به کبد می‌دهد.

از مركب‌القوی‌ها می‌توان گشنيز، گل سرخ و جو را نام برد. جو سرد است و ماءالشعير حاصل از آن مرطب و مُبَرِّد است، ولي اگر جو را بكوبيم و روي دست بگذاريم گرمی می‌بخشد و موجب می‌شود اورام زودتر نضج پيدا كنند. می‌بینیم که بسته به نوع استفاده، هر دو خاصيت سردی‌بخشي و يا گرمی‌بخشي در جو ديده می‌شود.

مرتبة سوم از لوازم مرتبة اوّل و ثاني است به‌واسطه افعال صورت نوعيه، و بالخاصيه عبارت از آن است، مانند حجراليهود در تفتيت حصات که از لوازم کيفيت مزاجي اوست و تقطيع اخلاط را لازم دارد، و مانند اختصاص اسطوخودوس به دماغ که از لوازم حرارت مزاجي اوست و تلطيف اخلاط دماغيه می‌کند به صورت نوعيه خود، و مانند ترياق که دفع سم می‌نمايد به لوازم مزاج ثانوي و به‌واسطة صورت نوعيه خود.

 

يعني همان ذوالخاصيت‌ها مانند حجراليهود كه سنگ‌شكن (مُفتِّت) است و اسطوخودوس كه ملطّف اخلاط دماغيه است و در بيماري‌هاي عصبي قابل استفاده مي‌با‌شد.

پس داروها از نظر عملكرد يا با مزاج اوّلي خود عمل می‌كنند و در بدن کیفیت یکسانی از کلّیت آنها پدید می‌آید، يا دارای مزاج ثانوی و مركب‌القوي هستند و وقتي بدن با آنها برخورد مي‌كند از اجزای مختلف آنها افعال و اثرات کیفی متفاوتی حاصل مي‌شود. سوّمين مرتبه اين است كه دارو با مزاج اولیه و ثانویه خود عمل نمي‌كند بلكه با صورت نوعيه‌اش اثراتی در بدن پدید می‌آورد.

 


[1]. يعني موافق حرارت غريزي و قوا و ارواح و افعال

[2]. يعني اثر ماده در آن بيشتر است به همين دليل ابتدا غذا را آورده‌اند. روغن‌هاي حيواني خاصيت ترياقي دارند و بسياري از سموم را دفع می‌كنند و در درمان بعضي بيماري‌ها مؤثر هستند. در گذشته مردم به‌علت فعاليت زياد از اين روغن‌ها هم استفاده مي‌كردند.

[3]. پادزهر حيواني را از نوعي گوزن می‌گيرند. جدوار نوعي از شوکران است؛ و حب الغار نوعي پسته است.

 

افعال و عملكرد ادويه و اغذيه:

و بدان كه ادويه و اغذيه را افعال كلّيه می‌باشد به حسب كيفيات آن مانند تسخين و تفريق و تحليلِ حار و تبريد و تكثيفِ بارد و تليين و سيلانِ رطب و تيبيس و صلابت و امساكِ يابس. و نيز هر يك از ادويه را صفات مخصوصه است كه مشابه افعال كلّيه آن است مانند تفتيح و تسديد و ردع و تحليل و امثال اينها.

ادويه را افعالي چند، کلّيه و جزئیه و افعالي چند شبیه به کلّيه است. اما افعال کلّيه مانند تسخين و تبريد و ترطيب و تيبيس و امثال اينها است، و امّا افعال جزئیه مانند منفعت آنها در مرضي و وقتي و حالي خاص است مانند منفعت در مرض سرطان و بواسير و يرقان و طحال و سنگ گرده و مثانه و امثال اينها، و امّا افعالي که مشابه افعال کلّيه‌اند مانند منفعت در اسهال و ادرار و حبس و امثال اينها و اين افعال هر چند جزئي‌اند وليکن چون اموري‌اند که نفع آنها عامّ است به جميع بدن و همچنين ضرر آنها نيز عامّ است لهذا مشابه کلّيه‌اند.

 

عملكرد و افعال ادويه و اغذيه به چند دسته تقسيم می‌شود:

افعال كلّيّه: غذاها و دواها عملكردهایي به نام افعال كلّيه دارند كه به علت كيفيات اربعه (سردي، گرمي، خشكي و تري) حاصل می‌شوند. تسخين (گرم كردن)، تفريق (فاصله ايجاد كردن) و تحليل (ر.ک به تعریف محلّل) افعال كلّيه هستند كه به علت كيفيت فاعلة گرمی ايجاد می‌شوند. تبريد (سرد كردن) و تكثيف (درهم فشردن) به علت كيفيت سردی دوا ايجاد می‌شوند. تليين (نرم كردن) و سيلان (ايجاد حركت و جاري كردن) به علت كيفيت منفعلۀ تر بودن ايجاد می‌شوند؛ و تيبيس (خشك كردن) و صلابت (استواري و ثبات) و امساك (نگه داشتن) به علت كيفيت خشكي حاصل مي‌گردند. منفعت افعال كلّيه به تمام بدن می‌رسد و مزاج كلّي را تغيير می‌دهد.

افعال شِبْهِ كلّيه: داروها و غذاها افعال ديگري نيز دارند كه شبيه افعال كلّيه است. مثلاً داروي گرم علاوه بر تسخين می‌تواند يك داروي مفتّح هم باشد. تفتيح يك فعل شبه كلّيه است، ولي حرارت به طور مستقيم باعث تفتيح و باز شدن نمی‌شود بلكه به علت تفريق و تحليل است كه اين عمل را انجام می‌دهد يعني با يك واسطه این كار را انجام می‌دهد. افعال شبه كلّيه شامل تفتيح (باز كردن)، تسديد (بستن و انسداد ايجاد كردن)، ردع (جلوگيري از ريختن مادّه به يك جايگاه) و تحليل و مانند اينها می‌باشند. خواص افعال شبه كلّيه نیز تقريباً به همه بدن می‌رسد ولی كمي محدودتر است.

افعال جزئيه: يعني دارو روي يك عضو يا بيماري خاص اثر دارد، مثلاً فقط روي لوزه مؤثر است يا يك دارو در درمان بواسير يا سرطان اثر خاصّ دارد بر خلاف افعال كلّيه كه مزاج كل بدن را تحت تاثير قرارمی‌دهد. حكما در معرفی يك دارو ابتدا افعال كلّيه و بعد افعال شبه كلّيه و جزئيه را بيان می‌كردند.

 

ذوالخاصیه

ذوالخاصيه آن است که تأثير آن در بدن به كيفيتي و امري وراي كيفيات و امور ظاهرة حسّيه و وهْميه باشد بلكه به مناسبتي و امري بسيار لطيف دقيق خفي [باشد] مانند جذب مغناطيس و كهربا، آهن و كاه را.

 

ذوالخاصيه با صورت نوعية خود عمل می‌كند به عبارت ديگر اثرش ربطي به مزاج دارو یا مزاج فرد ندارد و در تمامي افراد يك خاصيت را بروز می‌دهد؛ البته این اثر به کيفيت است ولي نه کيفيات گرمی و سردی و تری و خشکی. همچون عمل آهنربا که هر آهني را می‌ربايد و خاصيت ضد سرفة آويشن كه در همة افراد موثراست (مثل شمشير برّان که خاصیت آن دریدن است و مؤمن و كافر برايش فرقي نمی‌كند).

 

بدان كه ذوالخاصيه اگر تأثيرآن به موافقت است[1]، آن را فادزهر و ترياق نامند و الاّ سمّ. و فادزهر و ترياق آن است كه تأثير آن در بدن و حرارت غريزي و قوا و ارواح به طريق موافقت و محافظت و تقويت و اعانت آنها به حدي باشد كه بر دفع و رفع نكايت و اذيت سمّ موذي ياري و مقاومت نمايد.

 

پادزهر یا تریاق ذوالخاصيه است و با روح و قوا و حرارت غريزي سازگار است و با محافظت و تقویت و یاری رساندن به آنها می‌تواند بدن را از زیان و آسیب سموم حفظ كند و در خنثی شدن و دفع سمومي كه به طور روزمره وارد بدن ما مي‌شوند به حرارت غریزی و ارواح و قوا کمک کند. انواع ترياق‌ها همواره مورد استفادة حکيمان بوده است.

غذاي ذوالخاصيه آنست كه تأثير آن به مادّه و صورت هر دو باشد[2] اما مادّه غالب، به نحو مذكور از فعل و انفعال و تأثير و تأثر. مانند روغن گوسفند و گاو و شير با مغز گردكان و امثال اينها كه با وجود تغذيه، احداث تفريح و دفع سمّيت [نیز] مي‌نمايند.

دواي ذوالخاصيه آنست كه تأثير آن به كيفيت و صورت هر دو باشد، مانند فادزهر حيواني[3] و جدوار و حب الغار كه با وجود ترياقيت و دفع سمّيت و اذيت سمّ، احداث حرارتي غالب بر مزاج اصلي بدن مي‌نمايد.

غذای دوایي ذوالخاصيه آنست كه تأثير آن به مادّه و كيفيت و صورت هر سه باشد، مانند تفاح و خمر كه با وجود تغذيه و احداث اندك كيفيتي غالب بر بدن، تفريح و سرور می‌آورد.

داروها از نظر تعداد اجناس گیاهی یا حیوانی یا معدنی موجود در آنها به دو دسته کلّی داروهای مفرد و داروهای مرکّب تقسیم می‌شوند. مفردات مبحثي است که در آن ریخت‌شناسی، طبیعت، افعال و خواص آن بر روی اندام‌های مختلف، عوارض، و مقدار مصرف داروهای مفرد یک به یک بررسي می‌‌شوند. در گیاه‌درمانی جدید (فیتوتراپی) نیز تک‌نگارها (یا مونوگراف‌های) گیاهی متعدّدی نگاشته شده‌اند که به معرّفی ریخت‌شناسی، مواد مؤثره، آثار فارماکولوژیک، موارد کاربرد، موارد منع مصرف، عوارض جانبی، سم‌شناسی (توکسیکولوژی)، تداخلات دارویی، میزان مصرف (دوزاژ) و نحوة مصرف گیاهان دارویی می‌پردازند. در دانش فارماكولوژي امروزی نیز خواص و عملكرد داروها اعمّ از طبیعی یا شيميايي، و اثرات آنها بر روي انسان مورد بررسي قرار می‌گيرد.

در داروشناسی طب سنتی ایران مبحث ديگري هم تحت عنوان قرابادين وجود دارد كه نحوة ساخت و خواص و عملكرد داروهای مرکّب را توضيح می‌دهد.

ابن سينا در کتاب دوم قانون و عقیلی شیرازی در کتاب مخزن‌الأدویه دربارة راه‌های شناخت مزاج و اثرات داروها، قياس و تجربه را دو مسیر اصلی دانسته‌اند. تجربة صحيح چندین شرط دارد از جمله اینکه نخست دارو روی حیوانات با مزاج شبیه انسان (مانند بوزینه) آزموده شود و سپس با مراعات شرایط و احتیاط‌های خاصی که ذکر شده است بر روی انسان تجربه و آزمایش شود. طبق اصول طب سنتی ایران، حکمی که از تجربة‌ دارو بر بدن حیوانات به دست می‌آید الزاماً نمی‌توان در مورد انسان صادق دانست، زیرا مثلاً دارويي مانند فلفل، براي موش ـ كه مزاج آن گرم‌تر از مزاج انسان است ـ دارويي سرد محسوب می‌شود در حالی که برای انسان دارویی گرم است. همچنین خوراندن بادام یا خرما به اسب موجب گرمی و تعریق زیاد می‌شود در حالی که در انسان این‌گونه نیست.

 

در ادامه براي آشنايي بيشتر با متون و شرح اصول كلّي داروشناسی در طب سنتي، به نقلِ عینی مطالبي از كتاب مخزن الأدويه و سپس شرح آنها با زبان و بیان امروزي مي‌پردازيم.

در بيان دوا و غذا و ذوالخاصيه و مركب‌القوي و فادزهر و اقسام هر يك

بدان که جناب اقدس باري جلّ ذكره از كمال لطافت خبرت و احكام حكمت و نهايت رحمت و رأفت، مواد ادويه را بيشتر از مواد اغذيه آفريده به جهت آنكه احتياج انسان بدانها زياده است از براي دفع امراض و اعلال از اغذيه؛ و ديگر آنكه اغذيه به‌‌سبب كثرت استعمال شبانه‌روزي طبيعي و عادي شده‌اند زيرا كه بدن به‌‌سبب عوارض و موانع چند و از عدم مراعات قوانين كلّيه و قواعد ستّة ضرورية مقرره در حفظ صحت و تجاوز از حد لايق، اكثر منحرف از مزاج اصلي و صحت ذاتي می‌گردد كه مسمّي به مرض است و محتاج می‌شود به دفع و ردِّ آن به سوي مزاج اصلي خود به معين و معاون از خارج مَرْ طبيعت مدبره را، و آن دواست. و از براي هر علتي به نصّ حديث شريف نبوي صلي الله عليه و آله که «ما خلق الله داءً الا خلق له سبعين دواءً»، حق سبحانه تعالي و عزّ شأنه براي هر مرض واحد دواي بسيار آفريده به علل و منافعي که خود تقدس و تعالي مي‌داند و آنچه اطباء و مجربين در خواص و منافع ادويه و مضار آنها نوشته‌اند اقلّ قليل از قبيل قطره است از دريا بلکه از آن هم کمتر به حکم آيه کريمه «قل لوکان البحر مداداً لکلمات ربي لنفد البحر قبل أن تنفد کلمات ربي و لو جئنا بمثله مدداً» به ظنّ و قياس و تخمين. و مراد از سبعينِ وارده در حديث شريف به هفتاد، عدد معين نيست بلکه کثرت است.

و بدان که از جمله منافع مذکوره در تعدّد ادويه و تفنّن آنها يحتمل يکي آن باشد که مثلاً اگر دوايي يافت نشود و يا يافت شود و طبع را از آن نفرت آيد به دواي ديگر که يافت شود و بدان رغبت باشد و يا نفرت بسيار نباشد بدان تداوي نمايند و همچنين غذا؛ و ديگر آنکه مثلاً اولاً چون دوايي را خوردند و نفع از آن يافتند بسا است که ثانياً از آن به‌‌سبب تکرار استعمال و عادت و تبدّل حالات مزاج، نفعي معتدٌّبه حاصل نمی‌گردد، آن را تغيير و تبديل به دواي ديگر نمايند و همچنين در غذا.

 

از ديدگاه طب قديم خداوند متعال تعداد داروها را بيشتر از غذاها قرارداده است به اين دلیل كه انسان براي رفع بيماري‌هایش نياز زيادي به دارو دارد.

دلايل کثرت دارو:

دل‌مشغولی تمام باشد به‌‌سبب عارضه و رنجی که می‌رسد از جهت قصور اطباء،

و به حقیقت باید دانست که: الّذی انزل الدّاء انزل الدّواء،

و لیکن خلق چنین دانند که چون دارو از دکان صیدلانی بیاوردند و طبیب به کار داشت، کفایت افتاد،

و این خطاست زیرا که

پیشین باید که مریض را الهام دهند در احتیاط طبیب،

آنگه طبیب را الهام دهند در اختیار دارو

تا خاطر وی در جنس دارو و مقدار آن و وقت استعمال آن به جانب صواب منصرف شود

که اندر این هر سه معنی، خطا به صواب مشتبه بود به غایت.

پس اصلِ کار الهام مریض است و الهامِ طبیب؛

و این هر دو الهام در دکّان هیچ صیدلانی نیابند

که کلید آن در ملکوت آسمان نهاده‌اند در خزانه ملائکه،

که هر هدایت که خلق را باشد به صواب کارها، همه از خزانه ملائکه رود...

 

مکاتیب غزّالی (فضائل الانام من رسائل حجة‌‌الاسلام)؛

برگرفته از کتاب پزشکی در ادبیات ایران زمین (منبع3)

در این بخش به کلیات اصول تدابیر درمانی که ممکن است در درمان هر بیماری به‌کار رود اشاره می‌شود. به عبارت دیگر، این بخش شامل سرفصل‌های روش‌های درمان در طب سنتی ایران است که لازم است هرگاه در جای خود استفاده می‌شوند شرایط کلّی آنها نیز رعایت شود.

 

تدبیر غذا در بیماری

با توجه به اهمیت بسیار زیاد تدبیر غذا در حفظ سلامت، و همچنین نقش آن در تدابیر درمانی طب سنتی ایران، علاوه بر تدابیر غذایی گفته شده در بخش قبلی، مواردی از تدابیر درمانیِ مربوط به غذا در اینجا نیز ذکر می‌گردد:

قوانین منع غذا

به‌طور کلی در هنگام بحران و در انتهای بیماری، غذا منع می‌گردد تا طبیعت درگیر هضم غذا نشود و از مقابله با بیماری و دفع آن باز نماند زیرا طبیعت در آنِ واحد توانایی توجه به دو جهت مخالف را ندارد.

قوانین کاهش غذا

کاهش غذا می‌تواند در کیفیت، یا در کمیت، و یا در هر دو اِعمال شود.

  • کاهش کیفیت و افزایش کمیت غذا: هنگامی به‌کار می‌رود که با وجود امتلاء و انباشتگی بدن بیمار از اخلاط فراوان، اشتها و قدرت هضم او زیاد باشد و تحمل غذا نخوردن برایش دشوار یا غیر ممکن باشد. در این حال، کاهش کیفیت و افزایش کمیت غذا از سویی موجب فرونشستن اشتها و درگیر کردن معده به هضم می‌شود، و از سوی دیگر به‌علت کم بودن مواد مغذی آن، کمیت اخلاط را افزایش نمی‌دهد. اکثر سبزیجات و میوه‌جات را می‌توان بدین منظور به‌کار برد.
  • کاهش کمیت و افزایش کیفیت غذا: در مواقعی کاربرد دارد که اشتها و قوت هاضمه کم، ولی بدن به غذا نیازمند باشد. در این حال، کاهش کمیت غذا موجب هضم راحت‌تر، و افزایش کیفیت غذا سبب تغذیه و تقویت بدن می‌شود. آب گوشت‌های مختلف و زردة تخم‌مرغ عسلی را می‌توان بدین منظور توصیه کرد.
  • کاهش توأم کمیت و کیفیت غذا: هنگامی کاربرد پیدا می‌کند که کم‌اشتهایی و ضعف هاضمه با امتلاء همراه باشد، تا مقدار غذا با میل و اشتهای بیمار و قدرت هاضمة وی متناسب باشد، و از افزونی اخلاط و زیادتر شدن امتلاء نیز جلوگیری شود.
  • افزایش کمیت و کیفیت غذا: در ابتدای بیماری‌های مزمن کاربرد دارد؛ به‌شرطی که اشتها زیاد، و هضم قوی باشد و بدن نیز به غذا و تقویت نیاز داشته باشد. دلیل به‌کار بستن این تدبیر آن است که بدن بتواند بیماری را تحمل کند و قوای آن تا رسیدن به مرحله بحران باقی بماند.
  • غذای سریع‌النفوذ هنگامی به‌کار می‌رود که بدن نتواند تأخیر رسیدن غذا را تحمّل کند.
  • غذای غلیظ (مانند پاچة گوسفند) برای کاهش حس در افرادی که حس آنها افزایش یافته است[1] استفاده می‌شود. زیرا از غذای غلیظ، دم غلیظ و نهایتاً روح غلیظ تولید می‌شود و نفوذ قوه نفسانی کاهش می‌یابد.

 

اصول تدابیر درمان بیماری با دارو (دارو درمانی)

درمان به وسیله دارو بر سه اصل استوار است:

اصل اول ـ بررسی کیفیات چهارگانه دارو

اصل دوم ـ بررسی کمیت دارو و انتخاب مقدار لازم از داروی مشخص

اصل سوم ـ بررسی وقت مناسب برای تهیه و مصرف دارو

اصل اول: پس از شناخت بیماری لازم است پزشک دارویی را انتخاب کند که کیفیتش مخالف کیفیت بیماری باشد. به‌عنوان یک قانون کلی، تندرستی با کیفیت مشابه حفظ می‌شود و بیماری با کیفیت متضاد درمان می‌گردد.

اصل دوم: برای انتخاب مقدار مناسب دارو لازم است طبیب موارد زیر را تشخیص دهد و سپس اقدام به درمان کند:

  1. 1. مزاج عضو بیمار
  2. 2. درجة بیماری
  3. 3. تناسب دارو با حالات مختلف بیمار و شرایطی که بیماری در آن رخ داده است، مواردی مانند جنس، عمر، عادات، فصل، شهر، حرفه، قوت بیمار و هیئت ظاهری بیمار.

بر این اساس باید به چهار نکته توجه داشت:

الف) مزاج عضو: طبیب مزاج عضو بیمار را با مزاج طبیعی عضو مقایسه می‌کند و تشخیص می‌دهد این موازنه تا چه حد به هم خورده است و با چه دارویی و با چه مقدار از آن دارو می‌تواند آن مزاج را به حال طبیعی خود باز گرداند. مثلاً اگر عضوِ سرد مزاجی دچار سوءمزاج گرم گردد، پیداست که سببی قوی در کار بوده است، بنابراین نیاز به تبرید بیشتری می‌باشد، ولی اگر عضوِ گرم مزاجی دچار سوءمزاج گرم شود تبرید کمتری لازم است.

ب) خلقت عضو: انتخاب دارو از نظر قدرت نفوذ، لطافت، تعیین مقدار و درجة دارو، برحسب توخالی یا توپُر بودن عضو، فشردگی و تکاثف عضو یا تخلخل آن متفاوت است.

ج) محل و وضعیت عضو: وضعیت عضو تحت تأثیر جایگاه عضو و همچنین اعضای مشارک آن است. آگاهی به مشارکت اعضاء موجب می‌شود که طبیب بداند چگونه دارو را به عضو درگیر برساند، مثلاً اگر ماده بیماری در قسمت مقعر کبد باشد -که با روده‌ها مشارکت دارد- ماده را باید از طریق اسهال دفع کرد؛ و اگر ماده در قسمت محدّب کبد باشد -که با سیستم ادراری مشارکت دارد- ماده را باید از طریق ادرار بیرون راند.

استفاده از جایگاه عضو به دوری و نزدیکی آن نیز بستگی دارد:

اگر عضو مانند معده نزدیک باشد، داروهای معتدل خوراکی در کوتاه‌ترین زمان به آن می‌رسند و بر آن اثر می‌گذارند در حالی‌که هنوز قوت دارو باقی است. ولی اگر عضوی مانند ریه دور باشد، قوت دارو قبل از رسیدن به موضع اثر کاهش می‌یابد، بنابراین لازم است قوای دارو افزایش یابد.

د) قوای عضو.

 


تدبیر سوءمزاج

  • در درمان سوءمزاجی که در حال شکل‌گیری است، رعایت ستة ضروریه در جهت رفع سبب سوءمزاج کارساز است.
  • در مورد سوءمزاجی که تازه اتفاق افتاده است، باید هم معالجه به ضد انجام پذیرد و هم ستة ضروریه برای از بین بردن سبب رعایت شود.
  • برای درمان سوءمزاج مستحکم معالجه به ضد صورت می‌پذیرد. سوءمزاج سرد در ابتدا آسان ولی در انتها سخت درمان می‌شود، ولی سوءمزاج گرم در ابتدا سخت و در انتها آسان درمان می‌شود. سوء‌مزاجِ تر سریع‌تر و راحت‌تر از سوء‌مزاج خشک درمان می‌پذیرد.

 

تدابیر کلی استفراغات

تعریف: استفراغ، خارج کردن هر چیزی است که با کمیت یا کیفیت خود موجب آزار بدن شود.

لازم است در استفراغ و پاکسازی اخلاط و مواد زاید، به نکات زیر توجه شود:

  1. 1. به کار بردن دارو در انسان سالم، خصوصاً داروی قی‌آور یا مسهل، مضر است.
  2. 2. نوع و روش استفراغ باید به گونه‌ای باشد که تنها خلط بد از بدن خارج شود؛ که نشانة آن نیز احساس راحتی بعد از انجام استفراغ است.
  3. 3. نباید برای خارج کردن خلط ناصالح، اخلاط بد از مسیر اندام‌های شریف کشانده شده یا عبور داده شوند.
  4. 4. زمان انجام استفراغ باید با توجه به شرایط جسمی بیمار و حاد یا مزمن بودن مرض، تعیین شود.
  5. 5. استفراغ باید فقط در حالت امتلاء انجام شود زیرا استفراغ، با دست‌اندازی به مواد حیاتی بدن، به فردی که دچار امتلاء نیست صدمه می‌رساند.
  6. 6. شخص باید دارای قوت کافی باشد زیرا ضعف، مانع رسیدن به نتیجه صحیح می‌شود. ولی گاهی خطر ترک استفراغ بیشتر از آثار منفی ضعف قوت است بنابراین در چنین مواردی، استفراغ انجام شده و سپس به تقویت قوا پرداخته می‌شود.
  7. 7. وضعیت مزاج: شدت حرارت و خشکی، یا سردی مزاج و کمی خون مانع انجام استفراغ است.
  8. 8. چاقی یا لاغری مفرط: در موارد لاغری شدید، و تخلخل و چاقی شدید استفراغ انجام نمی‌شود.
  9. 9. شرایط بیمار: مثلاً مستعد بودن به خونریزی و زخم دستگاه گوارش مانع استفراغ است.

10. سن: پیری و کودکی مانع استفراغ هستند.

11. وقت: قبض و سرمای شدید مانع استفراغ هستند.

12. آب و هوا: گرمی و سردی بیش از اندازة هوا مانع استفراغ هستند.

13. شغل: در فردی که کارهای سنگین و دشوار انجام می‌دهد و تحلیل بدنی شدید دارد (مانند کارگر حمام، نانوایی، صنایع نفت یا ریخته‌گری) بهتر است استفراغ انجام نشود.

14. عادت: برای کسی که عادت به استفراغ ندارد نباید از داروهای قوی برای استفراغ استفاده کرد.

15. استفراغ به مقداری باشد که بیمار تحمل آن را داشته باشد. تا هنگامی که مادة اضافی در حال خارج شدن است و مریض تحمل می‌کند جای نگرانی نیست، ولی اگر اخلاط دیگر نیز خارج شوند زیان‌آور است، مثلاً اگر مسهل صفرا منجر به خروج بلغم گردد یعنی در استفراغ افراط شده؛ و اگر سودا خارج ‌شود، یعنی خیلی از حدّ طبیعی خود گذشته است. در این موارد خروج خون نشانة بدیِ وضعیت و زنگ خطر است.

نکته: بروز عطش و خواب پس از اسهال یا قی دلالت بر پاکی و تصفیه بدن می‌کند.

16. انجام استفراغ از راه طبیعی و محل میل ماده: لازم است استفراغ از محلی که طبیعت به آن میل دارد و نزدیک است صورت بگیرد. به عنوان مثال تهوع با قی و دل‌درد با اسهال بهتر پاسخ می‌دهد.

17. باید توجه داشت عضوی که ماده به آن منتقل می‌شود هم با عضو درگیر مشارکت داشته باشد، هم کم اهمیت‌تر از آن باشد و هم تحمل موادی را که به آن وارد می‌شود داشته باشد، مانند باسلیق راست برای بیماری‌های کبدی.

18. استفراغ در بیماری‌های حاد و مزمن: در امراض حاد، بهتر است استفراغ پس از نضج ماده صورت پذیرد ولی در امراض مزمن واجب است پس از نضج ماده باشد. البته در مواردی که ماده از جای خود حرکت کرده و پراکنده شده است ضرر رها کردن آن بیشتر از ضرر استفراغ پیش از نضج یافتن ماده است.

19. جهت استفراغ: گاهی اوقات، جذب ماده و کشیدن آن به عضو مخالفِ پست‌تر بدون اینکه استفراغ صورت پذیرد انجام می‌شود، مانند عمل بادکش. گاهی نیز جذب به عضو مخالف نزدیک و گاهی به عضو مخالف دور صورت می‌گیرد.

20. باید از توان تحمل داروهای موجب استفراغ و به خصوص در مورد مسهل‌ها اطمینان حاصل کرد. به‌طور کلی باید از مصرف زیاد مسهل پرهیز شود و در این گونه افراد احتیاط و دقت بیشتری مبذول شود:

  1. 1. كودكان و پيران
  2. 2. افراد لاغر
  3. 3. افراد کم‌بُنیه
  4. 4. افرادي كه عضله زبان در آنها ضعيف است.
  5. 5. در افراد با غلبه خلط خون
  6. 6. افرادي كه شادي، غم يا انديشه بزرگ دارند.

روش‌های مختلف ایجاد استفراغ

روش‌های مختلفی برای استفراغ و رهایی بدن از مواد زاید وجود دارد که بسته به نوع مادة اضافی و جایگاه آن در بدن، راه‌ استفراغ آن مادّه پیشنهاد می‌شود که در ادامه بعضی از این راه‌ها و کاربردهای مهم آنها به اختصار مورد اشاره قرار می‌گیرند.

 

1. ایجاد قی (Emesis)

به خارج کردن محتویات معده (چه در اثر داروهای قی‌‌آور و چه به‌وسیلة غذا) گفته می‌شود و یکی از راه‌های پاکسازی دستگاه گوارش فوقانی و اعضای مجاور محسوب می‌گردد. امروزه کاربرد این روش در درمان بسیاری از مسمومیت‌های خوراکی و دارویی متداول است.

قی پاک کنندة معده است؛ اشتها را برمی‌انگیزد؛ و تمایل به خوردن مواد غیرطبیعی مثل گِل و غیره را از بین می‌برد.

 

2. ادرارِ بول

دفع مواد زاید ناشی از هضم دوم از طریق ادرار بول صورت می‌پذیرد و در صورتی‌که به اندازة نیاز انجام گیرد منافع زیادی به همراه دارد. ادرار بول (افزایش دادن ادرار با استفاده از مدرّ بول) در کاهش درد مفاصل و احساس خستگی و بیشتر بیماری‌هایی که رطوبت در آن نقش دارد از تدابیر مهم به شمار می‌آید.

 

3. تعریق

یکی از روش‌های پیشگیری (حفظ صحّت) و نیز درمانی، تعریق است و دفع عرق برای سلامتی ضروری است که متأسفانه امروزه به‌علت کاهش فعالیت‌های جسمی، این استفراغ طبیعی به‌خوبی انجام نمی‌شود. تعریق بر دو نوع می‌‌باشد: تعریق طبیعی، مانند فعالیت بدنی، استفاده از گرمابه؛ و دوم تعریق با استفاده از دارو.

باید توجه داشت که در حال تندرستی ایجاد تعریق پیشگیرانه از طریق دارو، زیان‌آور است، درحالی‌که ورزش با گرم کردن درون و گداختن فضولات باعث دفع طبیعی آنها از طریق تعریق می‌شود.

 

4. ایجاد و دفع ترشحات مخاطی

به رطوبت‌های غلیظ و فضولاتی که از سر به منافذ بینی راه می‌یابند، مخاط گفته می‌شود. اگر این مخاط به‌طور طبیعی خارج نشود باید با تدابیر خاص، مانند غرغره و یا ایجاد عطسه، آن را روان کرد و از بدن بیرون راند.

این روش در درمان بیماری‌های دِماغی که با سبب اخلاط غلیظ و چسبنده، مانند صرع و سکته، مفید است.

 

5. حقنه یا تنقیه (Enema)

اگر لازم باشد روده بزرگ از طریق مقعد مورد شستشو قرار گیرد یا داروی خاصی وارد روده شود این روش به‌کار می‌رود. حقنه در دفع مواد اضافی چسبنده یا تجمع‌یافته در روده‌ها کاربرد دارد.

حقنه عبارت است از فرستادن مایعات به رودة بزرگ یا رحم با وسایل مخصوص. این روش درمانی فواید بسیاری دارد و دانشمندان به آن تأکید داشته‌اند. حقنه برعکس قی، مواد را از قسمت‌های فوقانی بدن کشیده و دفع می‌کند و در درمان بیماری‌های دِماغی مانند صداع (سر درد)، دوار (سرگیجه) و صرع و سکته و همچنین در بیماری‌های کلیه، مثانه، رحم، درد مفاصل و نیز در درمان زخم و خونریزی از رودة بزرگ کاربرد دارد.

در مطالعات جدید نیز حقنه در درمان بیماری التهابی ناحیه رکتوم و سیگموئید و همچنین تجمع و سخت‌شدگی مدفوع (Fecal Impaction) اثرات درمانی قابل قبولی دارد.

 

6. زالو درمانی (Leech Therapy)

زالو به‌صورت موضعی با مکش از منطقة مورد نظر، مقداری خون را خارج می‌کند و مواد مختلفی را نیز از طریق ترشحات بزاق خود وارد بدن می‌کند.

زالو در درمان غانغاریا (گانگرن)، زخم‌های پوستی مزمن و دردهای مفصلی کاربرد دارد. امروزه اثر درمانی زالو بر نجات بافت کنده شده (به‌خصوص در جراحی‌های رپلانت گوش و انگشت)؛ استئوآرتریت زانو؛ آرتریت واکنشی (رآکتیو) به اثبات رسیده است.

 

7. فصد (Venisection)

در لغت به معنی گشودن رگ است و در طب سنتی ایران، یکی از انواع استفراغ است که از راه آن، معمولاً مقداری خون از وریدهای بدن خارج می‌شود. فصد یکی از روش‌های درمانی قوی محسوب می‌شود و با شیوه‌های مختلف و در اوقات خاص، در درمان برخی بیماری‌ها مانند افزایش غیرطبیعی خون و جلوگیری از ادم متعاقب ضربه به سر به‌کار می‌رود.

 

8. حجامت (Cupping)

عبارت است از ایجاد مکش موضعی با یک لیوان مخصوص بر روی پوست نواحی خاصی از بدن.

حجامت به دو نوعِ حجامت با شرط و حجامت بدون شرط تقسیم‌بندی می‌شود. در حجامت با شرط، با استفاده از تیغ بیستوری یا سوزن، در محل حجامت خراش‌هایی ایجاد کرده و مقداری خون خارج می‌کنند.

کاربردهای حجامت عبارت‌اند از: کاهش درد شانه، درمان تأخیر حیض (عقب افتادن پریود ماهانه) و کاهش درد مفصل زانو ناشی از استئوآرتریت. در مطالعات جدید، اثرات خوبی از آن در درمان براکی‌آلژیا و سکسکه ناشی از حوادث عروق مغزی و همچنین دردهای مفصلی و عضلانی مشاهده شده است.

 


[1]. اصطلاحاً دچار «ذَکاءِ حس» شده‌اند.

و مردمان را، خواه پادشاه و خواهی جز پادشاه،

هر کسی را نفسی است و آن را روح گویند، سخت بزرگ و پُرمایه؛

و تنی است که آن را جسم گویند، سخت خرد و فرومایه.

و چون جسم را طبیبان و معالجان اختیار کنند تا هر بیماری که افتد زود آن را علاج کنند

و داروها و غذاهای آن بسازند تا به صلاح بازآید، سزاوارتر که روح را نیز طبیبان و معالجان گزینند تا آن آفت را نیز معالجت کنند؛

که هر خردمندی که این نکند بد اختیاری که او کرده است،

که مهم‌تر را فروگذاشته است و دست در نامهم‌تر زده است...

تاریخ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی

 

طبیب تا تواند که علاج به غذا کند، به دارو مشغول نباید بود،

و تا تواند که به داروی بسیط یعنی ناآمیخته علاج کند، داروی آمیخته نباید داد.

و طبیب را داروی مجهول که مجهولان و پیرزنان آزمایند و حکایت کنند نشاید داشت و بدان اعتماد نشاید...

حکیم سیّد اسماعیل جرجانی

برگرفته از کتاب پزشکی در ادبیات ایران زمین (منبع3)

مکتب طب سنتی ایران، دانشی آمیخته با هنر و فراست و ذخیره‌ای برخاسته از حکمت خسروانی اهالی سرزمین آریایی ایران است که در حکمت یونانی آمیخته و با محک تجربه در طول سالیان حیات انسان آزموده شده است. مکتبی که در دوران زرّین شکوفایی تمدن اسلامی، و با طلوع ستارگان پرفروغ تاریخ علم،آن فرزانگان ایرانیِ جهان‌وطن، بر پایة خردورزی و با جدا ساختن سره از ناسره گسترش یافت و اکنون نیز توانایی حلّ برخی از معضلات علمی را در عرصة بهداشت، پیشگیری، تشخیص و درمان دارا است. 

این مکتب با ریشه‌ای ده‌‌هزار ساله، انسان را فقط از بعد مادّی نمی‌نگرد بلکه به ابعاد دیگر وجود او به‌عنوان خلیفة الهی نیز توجه دارد. در این دیدگاه، حفظ سلامت مقدم بر درمان است، و توجه به روش زندگی و تأمین هوای سالم، تغذیة درست، فعالیت کافی، استراحت به‌اندازه و تعادل حالات روحی‌ـ ‌روانی شعار طب سنتی ایران است.

اکنون جامعة پزشکی جهان به اهمیت روش‌های درمان طبیعی و مکاتب طب سنتی و مکمل پی ‌برده است، و دانشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی بسیاری در غرب و شرق جهان به پژوهش برای به‌کارگیری روش‌های مختلف طبّی -که سابقة علمی و تاریخی دارند- مشغول می‌باشند. گسترش فوق‌العادة طب سنتی چین، طب تبتی، کایروپراکتیک، آیورودا، هومیوپاتی و صدها مکتب و روش گوناگون، نشان‌دهندة این حرکت عظیم جهانی است. این حرکت، همچنین موجب شده است که پزشکان و محققان در ایران و دیگر کشورهای جهان به شناخت مبانی طب سنتی ایران گرایش یابند.

کتاب مروری بر کلیات طب سنتی ایران که اکنون سومین نگارش و دومین ویرایش آن پیش روی شماست، تلاش دارد پاسخگوی هرچند ناچیزِ این نیاز و عطش، به‌خصوص برای افرادی که تازه پای در این راه گذارده‌اند، باشد. در چاپ پیشین و نیز در این ویرایش نو، تلاش کرده‌ایم ضمن حفظ اصطلاحات طب سنتی ایران و اصالت بیان، با روشی مناسب به ساده‌‌سازی مطالب بپردازیم؛ کوشش ما آن بوده است که در روند ساده‌سازی مطالب و نزدیکی بیشتر آن به زبان امروز، به مفاهیم ژرف و محتوای فلسفی گزاره‌های طبی آسیبی نرسد و مقصود حکیمان، ناخواسته دچار آسیب و دگرگونی نشود. با این حال خوانندگان گرانقدر آگاه باشند که این کتاب، تنها روزنی به گسترة پهناور طب سنتی ایران است و لازم است آنان به این توشه بسنده نکنند، بلکه آن را دستمایة پژوهش ژرف‌تر و جستجوی بیشتر قرار دهند و از پیمودن بقیة این راه بازنایستند.

به‌هر روی استقبال بسیار خوب علاقه‌مندانِ گروه علوم پزشکی از کتاب و اتمام شمارگان آن، بهانه‌ای شد تا به ویرایش دوّم کتاب با تجدید نظر و افزوده‌های نو همّت بگماریم. از جمله، مطالبی بر بخش تدابیر حفظ‌الصحه یا دانش نگاه‌داشت تندرستی -که از اهداف بزرگ احیاء و نوسازی طب سنتی ایران است- افزوده شد. در ویرایش جدید، دکتر مجید انوشیروانی به جمع نویسندگان کتاب پیوست، و به‌علاوه به بازخوانی کلّ متن و ویرایش آن، و بازنویسی یا بهْ‌‌سازی برخی تعریف‌ها و مثال‌ها اهتمام ورزید. دکتر مهدی علی‌زاده نیز شمار زیادی از تصاویر آموزشی و طرح‌های نمادین خود را بی‌دریغ در اختیار ما گذاشت که کمک شایانی به عینی‌سازی مفاهیم و تعمیق یادگیری می‌نماید. در اینجا ضمن قدردانی از ایشان، امیدواریم به‌زودی شاهد روزی باشیم که کتابِ مرجعی - هم اصیل و هم امروزین- از مبانی، داروشناسی، تدابیر تندرستی، و معالجات طب سنتی ایران منتشر شود که هر بخش و فصل آن، حاصل پژوهش و به نگارش یکی از محقّقان و اساتید طب سنتی ایران، و مبتنی بر شواهد پایه‌ و بالینی علمی روز، و مستند به مقالات تحقیقی باشد.

پس از سپاس از خداوند حکیم، همکاری صمیمانه و خالصانة جناب آقای دکتر محمدهادی مؤذن، مشاور عالی و مدیر کلّ دفتر شهردار تهران و جناب آقای دکتر محسن پرویز، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سرکار خانم سمیّه احمدی‌نیری و استاد ارجمند جناب آقای دکتر لسانی‌ فشارکی را در چاپ نخست ارج می‌نهیم.

 

گروه نویسندگان

RTLRTL

آمار سایت

بازدیدکنندگان : 6719

تلفن سفارش کتاب

برای سفارش کتاب با شماره تلفن زیر تماس بگیرید:

09195409892

نگارستان طب سنتی ایران

 

09017956905

جستجوی پیشرفته

لیست کتابهای طب سنتی

کتاب فصل

کلیه حقوق این سایت متعلق به  انتشارات طب سنتی ایران می باشد.